۲۳ اسفند ۱۳۸۶


ای خداوند گرامی

با سلام

خب من فلاش مموریم را گم کردم...فقط از شما می خواهم هر جای باشد به غیر از جیب پالتوام...همان پالتویی که همراه با لباسهای زمستانی ام ان را جمع کردم و در یک ساک بزرگ گذاشتم و با تلاش فراوان زیپ ان را بستم وبعد از چندین بار افتادن از چهارپایه(که یکبار ان باعث شکستن میله کمد شد چون داخل کمد افتادم) ان را در طبقه بالای کمد گذاشتم
خداوند گرامی می توانی این فلش را به دست یکی از بی ریخت ترین دانشجویان دانشکده برسانی(حتی اونی که دستش تو دماغشه) و تمام عکسهای تولد مرا هم که در ان است نگاه کرده باشد...اما در ان پالتو ...نه خواهش می کنم نه

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...