زن عامو

زن عموی مادرم زن پیر و مومنی است که تمام محل دوستش دارند. همیشه بوی عطر می دهد و لباس و چادر سفید می پوشد. مدرنیته با زحمت بسیار می تواند وارد خانه این زن شود. هنوز در باغچه اش لاله حافظ می کارد(گلی سفید که پشت گلبرگ هایش یک خط قرمز رنگ دارد) در جانمازش گل یاس و یا محبوبه شب می گذارد.هنوز زمانی که در اردیبهشت باران می بارد ، اب نیسان جمع می کند و با ان شستشو می کند و اصرار دارد که در این زمان پریان به داخل اب شفا دهنده می ریزند...هر روز زندگیش پر از مسائل کوچک و بامزه از خودش و این همسایگان حواری است...
تنها بعد از انقلاب بود که تلوزیون خریدن که آن هم سیاه سفید و کوچک است و تازگی ها دوباره تحریمش کرده است(به نظرشان موسیقی اش مشکوک رسیده). به هر صورت او مدتی است که یکی از مظاهر مدرنیته را وارد خانه اش کرده - جارو برقی - اما تنها به دختر خاله ها اجازه می دهد که آن را باز کنند و کیسه اش را خالی کنند(حقیقتا باز کردنش سخت است) همسایه ها همه کارهای او را انجام می دهند.به خصوص بعد از سکته اش که نمی تواند زیاد جابجا شود...غذا درست کردن و ترشی درست کردن و همینطور جارو کشیدن و حالا این بار هنگام جارو کشیدن اتفاق خطرناکی افتاده است: کلید کمد او را هم بالا کشیده شده و ... هیچکدام از همسایه ها هم بلد نیستند که جارو را باز کنند!!!!!!!!!!
همه منتظرند دختر خاله از تهران بیاید ضمن اینکه زن عمو هم نباید بفهمد واگرنه گیر می دهد اساسی(و وقتی گیر می دهد دیگر ول کن معامله نیست و ممکن است فرد خاطی از حوزه سلطنت اعتماد و محبت او اخراج شود) خاطی به او گفته که کلید خانه خودش را جارو بالا کشیده است...حالا در عملیاتی پنهانی دختر خاله جارو را باز کرده و کلید را بیرون آورده و..... زن عمو که شک کرده کلید کمد خودش مفقود شده مدام از دختر خاله مشخصات کلید را می پرسد
- دختر خانم مریم ، کوچیک بود یا بزرگ؟
- دختر خانم مریم ، مث ایی کلیدو بود یا مث اوو یکی؟
- دختر خانم مریم ، طلوی بود یا نقریی؟
- دخترخانم مریم ، یه نخی بهش اوویخته بود ؟ .
همه از خنده در حال انفجار هستند به خصوص دختر خاله اما هیچکس نباید در چهره اش چیزی نشان دهد....سرانجام کلید در محل خود قرار می گیرد...فقط نمی دانیم باید به انتهای ان یک نخ اضافه کرد یا نه ؟

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠