کجاست مشکل؟

خوب نیستم ...من زمانی که مردانی از جنس حیوانات از من درخواستهای جن سی دارند چندان ناراحت نمی شوم، می دانم که چگونه آنان را ادب کنم و انتظاری بیش از این هم از آنان ندارم ..اما زمان که مردانی از نوع دیگر، آنانی که برایشان احترام قائلم و درک و شعوری بالا برایشان تصور می کنم ... چنین درخواستهای دارند.... فورا دچار غمی سنگین می شوم که... اشتباه من کجا بوده است؟...چه رفتاری باعث چنین سو تفاهمی شده است؟..می دانم که رفتاری شاد و پر خنده دارم و بدنی گویا...اما گمان می کنم که باید حداقل این مردان باهوش مرزهایم را شناخته باشند...همیشه بعد از چنین برخوردهایی برای مدتی نسبت به تمامی رفتارهایم دچار تردید می شوم ...محدود می کنم خودم را و بدنم را و حتی آرایش ، لباس و نگاهم را ...و از یک احساس گناه دردناک رنج می برم ...تا مدتی بعد که فراموش می کنم و دوباره می خندم ...
اما منهم به ان اصل روانشناسی اعتقاد دارم که زمانی که اتفاقات مشابه برای شخص رخ می دهد نشاندهنده یک الگوی رفتاری تکراری در خود فرد است...مشکل این است که من نمی دانم مشکل در کدام رفتارم است که باعث می شود مدام این چنین جسم وروحم آزار ببیند...

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

ايرانيان غريب

ملت بامزه