۲۳ فروردین ۱۳۸۷

غزل وعرفان می رن کلاس زبان ...دو تا بچه 5 ساله ،غزل 19 شده عرفان 17 . غزل عر می زنه که چرا بیست نشده ...همه دارن به غزل دلداری می دن که 19 هم داداش بیسته و نگران نباش وفلان و بیسار
عرفان فقط گوش می دهد. از عرفان می پرسم: زبان چند شدی؟ با بی خیالی رد می شود و می گوید: فکر کنم... خواهرشو آوردم..

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...