۲۵ فروردین ۱۳۸۷

از دفتر همایش تماس گرفتند و گفتند که مقاله ام (همون که درباره شاهنامه بود)به شرط تصحیح توی همایش پذیرفته شده... فرستادن منو پیش یه داور که ایرادات مقاله را گرفته بود و حالا می خواست به اطلاع من برسونه ...با کمی استرس رفتم خدمت داور که گنده تر از اون در عرصه این قسمت هنر نداریم ...
دکتر گفتن:

-مقاله ات خیلی ایراد داره باید تصحیحش کنی تا چاپ بشه.
- موارد را بفرمائید تا من یادداشت کنم...
- هیچی ...اگه طولانیه کمش کن...اگر مختصره بهش اضافه کن...

- !!!!

همین و تمام ... و من کور شوم اگه دروغ بگم...

۱ نظر:

ناشناس گفت...

شفاف.ن هم ازین چیزا زیاد دیده ولی راجع به شعراش...!بالاخره تشخیص کسی که دکتراست محترمه!خوبه که نگفته به درد نمیخوره..

نتیجه گیری اخلاقیش تابلوه دیگه نه؟

رفیقی دارم که عاشق بنفشه افریقایی است،  من نیستم ،  به نظرم گل لوسی می رسد، شبیه این دختر شهری های است  که باید خواب و خوراک و ماشین و...