۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

آخر شب رفتم تو اتاق دیدم تمام مدت سوتین صاحبخانه رو میز کامپیوترش بود....حالا فهمیدم چرا هر مهمونی که می رفت تواتاق میزبان کت یا مانتوشو بذاره، بیرون که می اومد لبخند عجیبی رو لبش بود...

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...