۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷



آبدارچي دانشكده منو خيلي دوست داره(كلا اين تيپ از آدما منو دوس دارن) و آنقدر دنبال من هميشه ويلان مي گردد تا چايي را به دستم برساند و مي داند كه من چايي را با قند نمي خورم...امروز برايم چايي را كنار كامپيوتر گذاشت و رفت مدتي بعد مسئول سمعي بصري كه بسيار تنومند و قد بلند است در حالي كه دم يك شكلات كوچك را در دست گرفته بود و تكان مي داد آمد و با خشمي ساختگي گفت :مرا فرستاده اينجا كه اينو قبل از اينكه چاييتون سرد بشه به دستتون برسونم
محبت هر دوتاشون اينقدر برام دلنشين بود....اينقدر....زياد...قد آسمونا

هیچ نظری موجود نیست:

نه تو رو خدا حتما بیا گل و سرو را با گاو و بز مقایسه کن ببین می شه یا نه نابغه

استاد مي خوام مقالمو تطبيقي كار كنم مي شه؟ بله مي شه ، موضوعت؟  مي خوام نقوش گياهي را با جانوري مقايسه كنم مي شه؟ نظر خودت چيه؟!!!! ...