۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷

امروز من و يه آقايي يك ساعت رفتيم تو يه كمد بزرگ... قبلش هم حواسمون بود كه كسي در ساختمان نباشد و همه درها را قفل كرديم، پرده ها را كشيديم ..تلفن و فكس را قطع كرديم... رفتيم تو اتاق... درو بستيم و يك ساعت بعد از كمد اومديم بيرون...

;كاملا درست حدس زديد:


ضبط صدا داشتيم

هیچ نظری موجود نیست:

نتیجه گیری اخلاقیش تابلوه دیگه نه؟

رفیقی دارم که عاشق بنفشه افریقایی است،  من نیستم ،  به نظرم گل لوسی می رسد، شبیه این دختر شهری های است  که باید خواب و خوراک و ماشین و...