مهاجران شیراز

دختر خاله رفته مشهد، شب کبوتر های دور حرم را دیده که دورتادور خوابیده اند در حالی که سرشان زیر بالشان بوده ..صبح برگشته حرم دیده عینا در همان حالت باقی مانده اند فقط با این تفاوت که سرشان را بیرون آورده بودند وپلک هم می زدند...
حالا اصرار داره که این کبوتر ها حتما مهاجر از شیراز هستند ...

آره دیگه ...

اتساع حدقه

بعد از تحریر:

من امشب با صدای امواج به خواب خواهم رفت...

صرفا جهت ک ون سوزی اضافه شد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟