۱ خرداد ۱۳۸۷


دوست تپلم داره از خشم می میره می گه بچه همسایه فقط سه تا کلمه بلده بگه:بابا ماما و آبه...اونم ...تازه به بدبختی...
حالا امروز دوستم داشته لباس عوض می کرده ..بچه هه اومده یه مدت نگاش کرده وبعد گفته :چاق

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...