۳۱ خرداد ۱۳۸۷

مانتو فروشه گفت: به بند از جلو، یه بند از پشت می بندی کمرت رگلاژ می شه...
احساس کردم ماشینم!!!

هیچ نظری موجود نیست:

تصادف را دوست دارم

ديروز عصر رفته بودم دنبال كاغذ ديواري و كاشي حموم، از بس دير رفته بودم كه گرما نباشه به شب رسيدم ،دو سه تا مغازه ديدم و بر گشتم،منتظر ماشي...