مادر دختر خاله هنوز از مرگ خاله پروان خبر نداره و دختر خاله حواس پرت داشت نماز می خوند گفت : آخی خاله پروان خدابیامرز این چادر نمازو برام دوخت!!! خاله با وحشت گفت:
- خدابیامرز!!!
- نه! نه ! خدا بیامرز نه ...خدا خیرش بده...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر