یکی از بازیگران سینمای ایران رفته وزارت کشور، در آنجا برق می رود و او با چند نفر دیگر از آسانسور بیرون می ایند و با نور موبایل با احتیاط شروع به پایین آمدن از پله ها می کنند که ناگهان صدایی از پشت سرشان می آید که : یا اباالفضل...
یک عدد ویلچری که در تاریکی مسیرش را گم کرده بوده از بالای پله های به سمت آنان می آید و تمام آنها را به دیوار می کوبد...
اکنون هنرپیشه گرامی پیشنهاد های کاری رارد می کند چون هر دو پای ایشان در گچ فرو رفته است ...
۱۴ شهریور ۱۳۸۷
ایران استثنایی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر