امروز من یه مانتو دو تا شال و یک روژلب مایع خریدم ...مانتوی مشکی وگشاده با سر شونه آویزون! و شالها یکیش پولکدوزی بنفش!! داره و اون یکی صورتی چرک راه راه !!! به موقع خودم را کنترل کردم و به خانه برگشتم اما روژه را خریدم دیگه از این اکلیلی هاست صدفیه که آدمو عین جسد می کنه... البته من رفته بودم بیرون که داروخونه نسخه مو بگیرم... نمی دونم چرا اینا رو خریدم! فکر کنم حالم زیاد خوب نیست...الان هم همشو با هم پوشیدم و روژه را هم زدم دارم می خندم...می گم اگه اون شلوار آبیه بودن(قدیمی ها یادشونه)بااینا بپوشم خیلی خوب می شد ها نه؟
۱۷ شهریور ۱۳۸۷
فشن جواد
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر