دوستم بازیگر سینماست. سوار تاکسی شده و یک گفتگوی طو لانی بین او و مسافر بغل دستی اش انجام شده که خلاصه اش اینه:
-سلام
- سلام
- حال شما خوبه ؟
- ممنون مرسی بدنیستیم
- تازگی ها چه کار می کنید؟
- والله یه فیلم جدید بازی می کنم...یه سریال هم تازه تموم کردم
- پس خوبه اوضاع..
- بد نیست ممنون
- خب خدا راشکر...راستی اون سفارشمون تا دیروز هنوز به دست ما نرسیده بود ها...
- کدوم سفارش؟
-همون که گفتی تو گمرگ براش مشکل پیدا شده بود....
و اینجا بود که دوست ما متوجه شده طرف تمام مدت داشته با هندز فری حرف می زده است....
۱۸ شهریور ۱۳۸۷
توهم شهرت
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر