۱۸ شهریور ۱۳۸۷

توهم شهرت


دوستم بازیگر سینماست. سوار تاکسی شده و یک گفتگوی طو لانی بین او و مسافر بغل دستی اش انجام شده که خلاصه اش اینه:
-سلام
- سلام
- حال شما خوبه ؟
- ممنون مرسی بدنیستیم
- تازگی ها چه کار می کنید؟
- والله یه فیلم جدید بازی می کنم...یه سریال هم تازه تموم کردم
- پس خوبه اوضاع..
- بد نیست ممنون
- خب خدا راشکر...راستی اون سفارشمون تا دیروز هنوز به دست ما نرسیده بود ها...
- کدوم سفارش؟
-همون که گفتی تو گمرگ براش مشکل پیدا شده بود....
و اینجا بود که دوست ما متوجه شده طرف تمام مدت داشته با هندز فری حرف می زده است....

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...