دخترک تپل وسفید، بیست و یکی دوساله و معلم زبان است. مدام پرشور عاشق می شود و مدام رهایش میکنند. بهش میگم که این همه محبتی که خرج می کند باعث بی اعتباریش می شود
با غصه می گه :آخه تمام مزه عاشق شدن به محبت کردنشه واگرنه چه فایده ای داره
آنقدر صادق و عمیق می گه که چشمه آبی چشمانش لبالب می شود
می خواستم بهش بگم اما فکر کردم ،خب خودش می فهمه ،همه یه روز میفهمیم...
۲۶ دی ۱۳۸۷
آی عشق آی عشق چهره آبیت پیدا نیست....
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
تولدم مبارک
۶ نظر:
نفهمیدم. یعنی تو هم زمانی او را میفهمی و مثل او میشوی؟
این رئزها عشق شده ارزان ترین کالای زندگی
gis tala be man begoo chi mikhasti behehs begii! akh emanam mesle oon fekr mikonam! ama nemikham ooni o ke mikhay begii kheili dir befahmam! plzzzzzzzzz
مرسی برای پیام مطالب شما را وقتی میخوانم که بخواهم به چیزهای متفاوتی برخورم و بدانم در ضمن منهم همان مشکلات شما را داشتم با صندلی ایکا که این روزها خریدم مشکل اضافی من رابطه زمانی هم بود یعنی چطوری یک عنصر فلزی مدرن را وسط چیزهای چوبی و قدیمی قبول کنم.
پلوی نذری هم حسابی مرا به یاد تجربه های تکرار نشدنی سال های دورتر انداخت
شاد باشید
khoda kone kasi sare rahesh gharar begire ke ghadre mohabatesho befahme va un majbur nabashe ke "befahme!"
اره . ولي نفهميم شايدبهتر باشه انقدر جلو مي ريم تا يه آدم پيدا شه كه برعكس اين حيوونا محبت سرش بشه .
ارسال یک نظر