گفتگو بین دوستم که استاد جانور شناسی دانشگاه اهوازه و دانشجوش:
- استاد حالا اگه به ما یه نمره بدی نیفتیم خو قیامت می شه؟
- به من بگو تو چرا اصلا درس می خونی؟
- خو میخوام زن بگیروم استاد!
- من پیشنهاد می کنم تو با این آی کیو که داری اصلا به تولید مثل فکر نکنی!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
تولدم مبارک
۹ نظر:
اون بیچاره فقط گفته می خواد زن بگیره! نگفته که می خواد تولید مثل هم بکنه!پیش پیش؟...نارسیس
ها ببین پا تو کفش جونبیها میکنی یعد مو هم مجبور میشوم یه پست راجع به شیرازی ها بزاروم سر علی
یعنی این مسائل برای یک دانشجوی جانور شناسی طبیعی نیست؟!
داستانش مفصله ... همین رو بگم که اون روز تو دلم به حرفش و طرز فکرش خندیدم(نه بلکه شوکه شده بودم) ولی چند سال بعد که واقعیت مملکتم رو دیدم افسرده شده بودم و تازه به نظر اون رسیدم که میگفت: «ولک مگه زن چی میخواد از زندگی؟ غذا و لباس و جای خواب ... »
=))))) aaaalii booood
والا!
تشخیص استاد- با توجه به این که جانورشناس هستند- بسیار قابل اعتماد است!
?
سلام
چرا تاگید کردی روی عرب بودن دانش جو؟
این که می نوشتی گفت و گوی دوستت با دانشجوش کافی نبود؟
راستش غصه ام شد. ما ناخودآگاه خودمون هم در این مرزبندی ها و تفکیک های انسانی شریکیم
بی نظیر بود
ارسال یک نظر