شاملو یه جایی یه نوشته ای داشت که توش می گفت ما همه آدمهایی هستیم که داریم تو یه نمایشنامه یه نقشی را بازی می کنیم...یادم نمی یاد دیگه چی گفته بود فقط یادمه که نوشته بود دردناکترین و هولناک ترین و بی رحمانه ترین نقشی که تو این نمایشنامه وجود دارد، نقش مادریه که مرگ بچه شو ببینه
۲۲ تیر ۱۳۸۸
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
۱۰ نظر:
واقعا...
به نظرم شهادت همیشه همراه راه آزادی بوده و هست
http://www.youtube.com/watch?v=p-2ZMA2P4wA
كاملا بي ربط به موضوع .
http://monnom.blogfa.com/post-210.aspx
و چنین مباد که روزگار انکار کنند گان این درد هولناک را به آن دچار سازد تا که باورشان گردد . نه . چنین مباد برای هیچ مادری یا حتی پدری .
و آسانترین نقشی که از همه پیچیده تر می نماید نقش خود شخص است در زندگی واقعی
می تونم یه سوال ازتون بپرسم؟
من یه وبلاگ ساختم تو بلاگ سپات اما نمی تونم عکس بذارم چرا؟
می تونین راهنماییم کنین؟
tuneste budam tu in modat gerye kardan ro kenar bezaram vali az sobh dobare nemitunam jeloye khodamo begiram, man ke faghat mikhunam daghun shodam, che berese be madaresh, madarashun...
نمی دانم با این همه دل گرفتگی و غم چه بایدکرد؟
براستی به قول شاملو این ها دهانت راهم می بویند تا از عشق سخن نگفته باشی .
اما در نهایت به قول شفیعی کدکنی
رندان سینه چاک نشابور
در لحظه های مستی
مستی و راستی
نام تو را به درد
تکرار می کنند
فیروزهنمی دانم با این همه دل گرفتگی و غم چه بایدکرد؟
براستی به قول شاملو این ها دهانت راهم می بویند تا از عشق سخن نگفته باشی .
اما در نهایت به قول شفیعی کدکنی
رندان سینه چاک نشابور
در لحظه های مستی
مستی و راستی
نام تو را به درد
تکرار می کنند
هیچ «نقش»ی هیچوقت دردناک نبوده و نیست. واقعیت است که دردناک است. و واقعیت نمایشنامه نیست.
ارسال یک نظر