۳۰ آذر ۱۳۸۸

می کشند

مادرک می گه : مَی چند تا آدم تو دنیا بودن که شاهی رو بی ذارن زندانو ور دارن

من: نه زیاد نبودن

مادرک: گمونوم اصلا نبوده ها...

من: خب اره ...منم کسی تو ذهنم نمی یاد

مادرک: خب حالو اینا خفّت بکشن

۴ نظر:

ناشناس گفت...

می کشند .
اما هم می کشند و هم می کشند !
باید فکری کرد ... کاری کرد
داره طول میکشه ، طولانی میشه .نکنه حوصله ها سر بره . نکنه طاقت آدما طاق بشه . نکنه ...
باید کاری کرد ، تا دیر نشده ...

سندباد گفت...

ای خدا !
.........
از یلداتون ننوشتی خانوم گیس طلا جون

مانا گفت...

من عاشق این مادرکم...صدبار لایک

ناشناس گفت...

I konw that you are proud of her. I like her too.
Narcis

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...