۸ اسفند ۱۳۸۹

روز بد

خسته شدم از ناتوانی ام در نه گفتن


۶ نظر:

حسین گفت...

با من ازدواج میکنی؟

الا گفت...

حالا اگر این مرحله را بگذرانی و قادر بشوی نه بگویی تازه وارد مرحله وحشتناک تری خواهی شد.وآن:
احساس گناه برای اینکه نه گفته ای!

اميد گفت...

نه D: !!!!!

maahoor گفت...

man ham:(

ناشناس گفت...

حسین چون کلا قادر به نه گفتن نیستم و ناچارم... بـــــــــــــله...

Mojgan گفت...

گل گفتی
:(

نتیجه گیری اخلاقیش تابلوه دیگه نه؟

رفیقی دارم که عاشق بنفشه افریقایی است،  من نیستم ،  به نظرم گل لوسی می رسد، شبیه این دختر شهری های است  که باید خواب و خوراک و ماشین و...