۱۱ اسفند ۱۳۸۹

آغاز پایان

یه جایی خوندم که درختهای خیابون ولی عصر عمرشون داره تموم می شه
شنیدم که صدایی تو مغزم می گفت: دیگه دلیلی واسه تهرون موندن نداری

۲ نظر:

الا گفت...

سلام گیسو جان
حس خوبیه. انگاری که زمان جدیدی داره شروع میشه. منم همش تو فکرم که یه جا دیگه و با یه حسهای دیگه یک استارت بزنم.اگه نزنم حس میکنم اونقدر پیچ و مهره هام شل شده که یکهو وا برم.

روزهای پروین گفت...

)-:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...