خوبه که الان عادی است و حتی معمولی

اصلا یادم نمی یاد چه سالی بود. اسم سریاله چی بود یا بازیگرش کی بود. فکر کنم انگلیسی بود چون یه بار دیگه خانمه را در یک تئاتر تلوزیونی انگلیسی دیدم که نقش لیدی مکبث را بازی می کرد.
یه زن وکیل بود شاید هم روزنامه نگار که دست یک عده ای را رو کرد. زیبا هم نبود. تلوزیون در سالهای کودکی- نوجوانی من نشانش داد. آخر سریال. - شاید هم فیلم بود- خانمه آرایش کرد و لباس قشنگی پوشید و از خونه اش بیرون امد(خونه خوشگلی داشت) که بره یه مهمونی(دوست زیاد داشت ) و یه نامه تهدید آمیز روی ماشینش پیدا کرد. با چرخش گوشواره هاش به دو طرف خیابان تاریک نگاه کرد و فیلم تمام شد.
من اصلا به اون قضیه تهدید و اینا توجه نداشتم. محو چیز دیگری بودم.

فکر کنم اولین بار بود که به زنی که تنها زندگی می کند برخورد کرده بودم. چه در زندگی واقعی چه در تلوزیون(شما یادتون نمی یاد سینما هنوز داشت شعله پخش می کرد)

و به نظرم چقدر عجیب، متفاوت و دور از دسترس بود

نظرات

Narcis گفت…
ولی این رویای زیبا را تو الان داری زندگی می کنی مگه نه؟!
‏الا گفت…
گیسو جان
من آخرای نوشته ات رو متوجه منظورت نشدم. میخواستی بگی که زندگی تنهایی برای زن مشکله؟ که خب متاسفانه باید بگویم آره مشکله . یعنی من اینو در غرب تجربه کردم. و ربطی به شرق و غرب نداره. فقط شکل مشکل عوض میشه. ولی اگر منظورت چیز دیگه ای بود مثل اینکه خوبه باشکوهه رویاییه و غیره تجربه من میگه نه!
‏sherry گفت…
یک برداشت متفاوت
نمی خوای بگی تهدید شدی که؟!
فيتزكارالدو گفت…
كاش همه ي اين چيزهاي عجيب، متفاوت و دور از دسترس ، عادي و معمولي بودند. كاش در تمام اين سالها اينقدر انر‍ژي و حواس ما صرف امور حاشيه اي نمي شد. نسل ما براي چيزهايي جنگيده كه در تمام دنيا پذيرفته شده بود.
sorkhikhanoom گفت…
Gis tala jan man delam baraye harfhaye Madarak tang shode :X
‏نگار ایرانی گفت…
زندگی تنهایی یه جور مشکلات داره زندگی مشترک یه جورایی دیگه مشکل داره. ولی خوب زندگی مشترک عادی تره و باقوانین طبیعت بیشتر هماهنگه.
‏مهدی گفت…
فکر کنم خانومه عکاس یک روزنامه بود و اخر فیلم هم ترر شد.یعنی تصادف کردن باهاش و بعدش نشون داد که دوربینش شیکسته روی زمین افتاده .. اره همون فیلمو میگی؟
الان که فکر میکنم فیلمی یادم نمیاد که یک مرد هم تنها باشه.اما شاید باید فیلم خودمه بسازم
zenuwcel گفت…
اسم فیلم رورنیکا نبود ؟ خبرنگار بود بعد آخرش تو مراسم دفنش پسر و شوهرشو نشون داد ...

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠