انقدر بالا رفتیم که به بالاترین رسیدیم. از انجا به سمت روستایی که مقصد نهایی مان بود پایین رفتیم. روستای دراز زمین . در راه هرکار کرد مختار که بیتا به یاد بیاره دفعه قبل که اومده اینجا ماهی خورده، بیتا الزایمر یادش نیومد که نیومد و احسان که کلا معلوم شد هر صد سال یه بار یک جمله می گه کوبنده با اون صدای منحصر به فردش از زیر سیبیل به بیتا گفت:این دفعه خوردی یادداشت کن
زمانی که از ماشین پیاده شدم و به دنبال مختار دویدم با صدای رودخانه تونل سبزی را دیدم که با گلهای بنفش رنگ پوشیده شده بود. مختار چوبهای باریکی که روی هم گذاشته شده بود تا مثلا در بشود را بر می داشت . زیباترین درِ دنیا بود .شنیدم که احسان با همان ارامش به مختار می گفت : ریموت کنترل خرابه؟
راه که باز شد به سمت کلبه زیبای مختار رفتم. کلبه ای دو طبقه چوبی و سفید. به مختار می گم بالاخره یه ادم هنری دیدم که به جای حرف زدن درباره یه کلبه اونو به دست اورده
مختار در را باز کرده و با اتاقی با پنجره های چوبی و دیوارهای کاهگلی روبرو شدیم. بچه ها شروع کردند. عده ای اتش روشن کردند بعضی اتاق را جارو زدند و من با داسی که مختار داده بود ان همه گلهای بنفش را درو کردم. هم به دلیل اینکه همه دراتاق جا نمی شدیم و باید جایی برای چادر زدن درست می شود و هم اینکه در علفهای بلند مار لانه می کند.
در کنار کلبه رودخانه ای بود خروشان و غران
پس از مدتی همه به ارامش رسیده بودند. هیزم جمع می کردند جدول حل می کردند دراز می کشیدند و به اسمان نگاه می کردند چادر می زند و چایی می خوردند و حرف می زدند و می خندیدند
شب غذایی که مادر مختار همراهمان کرده بود را برای شام خوریم و من درایوان کلبه درون کیسه خوابم فرو رفتم در حالی که خنده های بچه های دور اتش
خواب از چشمانم می برد....
۱۹ خرداد ۱۳۹۰
دراززمین
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
۴ نظر:
salam. lotfan axe oon kolbeh ra begzarid vaghean delam lak zade ke bebinamesh
khanoom man ravani shodaaam ba khoondane in post ! to ro sare jaddet axe in kolba ro bezar
چقدر وبلاگت آرامش بخشه. گیس طلا خیلی دوست دارم.
تروخدا..... تروخدا.... تروخدا عکس این کلبه رو بذار.
ببین.... حتی من ِخوانندهء خاموش رو هم به صدا درآورد این کلبه.
پلیززززززززز
پروین
ارسال یک نظر