۱۶ مرداد ۱۳۹۰

حالت قیافه اش منو کشت از خنده


فردین بی خبر زنگ آپارتمان را زد، در را براش باز کردم و خودم رفتم تو اتاق تا لباسم را عوض کنم و طول کشید تا برگردم. از اتاق بیرون اومدم دیدم قالیچه کف هال را جمع کرده زده زیر بغلش داره از در می ره بیرون.

منو دیده با یه لهجه من درآوری می گه:

ای وای ،کی اینو لوله کرد گذاشت تو دستم؟

۲ نظر:

سندباد گفت...

فردینه دیگه ... اگه این کارو نمی کرد باید به پلیس زنگ میزدی که دزد اومده !

Elham گفت...

واقعاقلمت رو دوست دارم هرکدومو که می خونم کلی حال می کنم به خصوص سفر نامه هات همیشه شاد باشید

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...