امروز دو سرباز از شاگرد میوه فروش قیمت انجیر را پرسیدند و شنیدند کیلوی 2000 تومن
هر دو به انجیرها خیره شدند وچیزی نگفتند
شاگرد میوه فروش یکی از ظرفها را جلوی سربازگرفت و گفت
یکیش را امتحان کنین نخریدی هم نخریدی
سربازها با شرم انجیر برداشتند و شاگرد میوه فروش زیر چشمی به صاحبش نگاه می کرد
۶ نظر:
عنوان پست ...
خاکِ خوب
بوی غریبی
آخی، چه کار قشنگی
چه انسان بزرگواریست این شاگرد میوه فروشی
:(((
ارسال یک نظر