۲۱ آبان ۱۳۹۰

این مورفی لعنتی

من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است

خانم آژانسی زنگ زده وگفتن یه بلیط کنسلی تونسته برام پیدا کنه و تا قبل از 5 باید برم بگیرم

من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است

از اداره ای تماس گرفتند و گفتند تا قبل از 5 نامه ای را به دستشان برسانم

من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است

کارگردان گفته که حوالی 5 زنگ می زند تا درباره فیلمنامه صحبت کنیم

من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است

مدیرگروه حوالی ساعت 5 زنگ خواهد زد تا درباره هماهنگی ساعتهای کلاس صحبت کند

من در خیابان در حال دویدن هستم و ساعت نزدیک به 5 است

.

.

.


ساعت شیشه و من هنوز زنده ام

۵ نظر:

دارا گفت...

ماراتن با لاکِ جیگری or بی لاک؟ مسئله اینست

sherry گفت...

مهم خط آخر نوشته است، همیشه زنده و سلامت باشی خانم هنرمند

ناشناس گفت...

:))))))))))))

maahoor گفت...

jahesh genetic-i dar yek shirazi:))))

ناشناس گفت...

چجوري ساعت پنج همه جا بودي؟من كه موندم چجوري زنده اي

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...