خانم گوشواره فروش توی مترو می گفت : به دلیل تغییر شغل حراج کردم
پرسیدم: و شغل جدیدتون ؟
با احساس بامزه ای از تاثر و همدردی گفت:
خانم مردم گرسنه ان ...می خوام دونات بفروشم
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
۲ نظر:
خودایی دمش گرم دیگه.
خیلی بامزه بود...نمیدونم چرا یاد اون قصه معروف مربوط به ماری آنتوانت افتادم با این مضمون که وقتی علت سر و صدای انقلابیون بیرون کاخ رو شنید و بهش گفتن مردم نون ندارن بخورن ، برگشت گفت خوب شیرینی بخورن !
ارسال یک نظر