خودایی دمش گرم دیگه.
خیلی بامزه بود...نمیدونم چرا یاد اون قصه معروف مربوط به ماری آنتوانت افتادم با این مضمون که وقتی علت سر و صدای انقلابیون بیرون کاخ رو شنید و بهش گفتن مردم نون ندارن بخورن ، برگشت گفت خوب شیرینی بخورن !
ارسال یک نظر
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
۲ نظر:
خودایی دمش گرم دیگه.
خیلی بامزه بود...نمیدونم چرا یاد اون قصه معروف مربوط به ماری آنتوانت افتادم با این مضمون که وقتی علت سر و صدای انقلابیون بیرون کاخ رو شنید و بهش گفتن مردم نون ندارن بخورن ، برگشت گفت خوب شیرینی بخورن !
ارسال یک نظر