اما این بار دیدن نارنجستان برایم لذتی دو گانه داشت
دفتر کار آرتور پوپ
سالی که من به دنیا آمدم در شیراز مرد و در اصفهان به خاک سپرده شد...
دفتر کارش در زیر زمین نارنجستان است و حضورش در تمامی اشیایی که کشف و مطالعه و معرفی کرده بود.
آن روغندان سفالی
این کاسه با طرح بز شاخدارش
آن جام شیشه ای
این کاشی هفت رنگ
و داشتن خواهرکی باستان شناسی که کلی اطلاعات داشت که تو نمی دانستی؛
زمانی که از زیرزمین به روشنایی آمدم حسرتی پایدار در دل داشتم
از امریکای 1925 به ایران 1304 آمدن برای رسیدن به رویا

۷ نظر:
Mersi babate entekhabe axaye khub. Ba ehteram be khaharak albate.
چه رویایی داشته؟
چه عکس های قشنگی و چه متن زیبای. ممنون گیس طلا عزیز.
گاهی فکر میکنم ای کاش من هم به کارم تا این حد عشق و علاقه داشتم. کارم رو دوست دارم اما وقتی داستان این آدمها رو میشنوم که برای علاقه چه راهها رفتن به فکر میرم....
باز هم دم دوستان بلاگر گرم که گاهی مثل این نوشته ی تو ارزش های گذشته ی کمتر شناخته شده یا حتی ناشناخته ی ایران رو برای دوستان معرفی می کنند. ممنون. لذت بردم
سال خوبی داشته باشی
Vali man khoondam jayee ke in aghaye Arthur Poup koli az mirase farhangi ro az iran kharej karde va dige ham barnagashte
منم خوندم آزاده
جدی نگیرشون
بعد از انقلاب مد شده
همه ایران شناسها دزدند
Okay :)
ارسال یک نظر