خوب به گمانم این مردم آنقدر سهل گیرند که وقتی آدم خوبی در روستایشان می مرد، حتما زن سید خیرخواهی پیدا می شد که خواب ببیند او از نوادگان امامی بوده و فورا ضریح و بارگاهی
آنچه که برای من جالب است صندوق پاندورایی است که "امید" آن را ساخته است
و من عاشق آینه کاری های پاندورای خودم هستم
هر سال از حیاط پر از گلهای سینره اش و حوض پر از ماهی اش رد می شوم و وارد اتاق آینه می شوم. مست و مدهوش روی زمین دراز می کشم و در اشکال هندسی که نور و رنگ در آن هزار بار می شکند غرق می شوم
و به ذهن و دست هنرمند ریاضی دانی فکر می کنم که از تقسیمات دایره این همه گل و گلبرگ آفریده این همه نور و رنگ
۴ نظر:
اولی:میدونی چرا اینقدر امامزاده تو ایران زیاده؟
دومی:چرا؟
اولی:چون اون موقع مد بوده امام ها بچه هاشون رو برای ادامه تحصیل می فرستادن ایران
پ.ن:عکسها قشنگ بود ومعماریش
مرسی گیسو جان.عکسای خیلی قشنگی گرفتی :)
علی ابن حمزه کجا بود تو شیراز؟ آیا همینجایی هست که به جز امامزاده باز هم آرامگاه آدمهای دیگه هم هست...؟ یکم شک دارم که اینجا باشه... مطمئن نیستم راستش.
بین دروازه اصفهان و باغ ملی
تو خیابون حافظ
احتمالا نرفته باشی خیلی معروف نیست
کعبه یه برای خودش
ارسال یک نظر