۱۵ خرداد ۱۳۹۱

یک عصر دلپذیر

یه مانتو گل گلی خریدم ،گشاد که باد زیرش بره این ورواون ور،یه شال قرمز انداختم روی سرم ؛لاک  و روِژ خون خری هم که واجب شرعی و کفایی است و رفتم خانه هنرمندان زیر درختهای سبز

یه کتاب هم از نازنین سینمای ایران خریدم:” احمد ضابطی جهرمی”

۴ نظر:

ناشناس گفت...

bah bah
che shavad.

parvin گفت...

man aasheghe matic e ghermez hastam.

نگار إيراني گفت...

همه اين كارا رو كردى يك عكس هم از خودت ميگذاشتي خوب، ما دلمون تنگ شده برات.

جودی گفت...

عاشقتم با این تیپ!
هرچند که من ندیدمت ولی حتما کلی خوشگل شدی دوستم :)))

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...