کاری دلنشین داشتم امشب
از بوته های سبز،فلفل های قرمز چیدم
با سوزن و نخ ، حلقه هایی آتشین ساختم
و آنها را به دیوار خانه آویختم
چند روز پیش در بالای کوهی که چادر زده بودیم همسفر جدیدی گفت که بلاگ اسپات دیگه فیلتر نیست امروز اومدم نگاه کردم دیدم راست می گه نیست به...
۷ نظر:
تو این اوضاعی کهزنگ میزنن به ملت میگن برید برای بچتون قبر بخرید، چه قدر خوبه که اینقدر سرخوشی!
vay khodaye man cheghadr nazarat badjensanas va shari. shomayee ke narahatid chekar kardid.ina honar zendegie.
گیسو جان مادر من هم این کار رو میکرد... تصویر ذهنی خیلی قشنگی رو از خونه و کودکیم برام یادآور کردی.... مرسی.
تو مصداق یه حرفی برام گیس طلا. هزار بار اگه مرگ و ناخوشی و خبر بد در خونه ات رو بزنه بازهم سبز میشی . چون میدونی زندگی چه سخت بدست میاد.
+اینکه منم اینکار رو میکنم. جادوی رنگهای پاییز خونه رو بیشتر میکنم
چه فکر خوبی منهم هم همینکار رو میکنم. فلفلها رو نخ میکنم و میزنم به دیوار آشپزخونه.
gisoo khanoom az in kocholoo ghermez banafsha bood?age az oon rang rangias tazasho beriz too salad enghad khoshgel mishe.
عاشق این ریسه های فلفلم
بابا کدبانو...
ارسال یک نظر