امروز در جاده ای شمالی با باران پشت پنجره و عطری غریب در هوا، به دسته ای پرنده دریایی که از شالیزارها بلند شده بود نگاه می کردم و لب می گزیدم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
۲ نظر:
این مسئله بشکل عینی و عملی برای من هر روز مطرح میشود.
در تصمیم گیری مردد میشوم. الکی برای خودم نتیجه می گیرم :
نه بچه شهر نمیتونه در ده باشه.ده عالیست . اما خودم متوجه میشوم که این آرامش موقت است.
خلاصه نمیدونم. مثل اینکه باید هر دو را داشت. جماعتی تو تهران خیلی زود اینو یاد گرفتن. لابد خونه های خوشگل ییلاقی اطراف تهران رو دیدی. لابد اونها هم هر دو را دارند.
خوش به حال هردومان . امروز من هم هی رئیسم مرا فرستاد این طرف هی آن طرف . زیر برف ها .
ارسال یک نظر