۲۶ بهمن ۱۳۹۱

امروز در جاده ای شمالی

بر دامنه کوه، جنگل بی برگ بود 
با تنه های تیره باران خورده 
و در زیر پاهای درختان، مخلوط درهم زیبایی از خزه های سبز با قطره های درخشان شبنم و برگهای باقی مانده پاییزی با آن عطر سنگینشان 
و امواج مه
که در سکوت درختان را در آغوش می گرفتند 
آنقدر ظریف و ملایم  که حتی کوه هم نمی فهمید چه معاشقه دل انگیزی بین مه و درخت در گذر است 

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...