۹ شهریور ۱۳۹۲

تابستان که تمام می شود...گلهایم می روند به چمدان سال دیگر

تابستانها 
پیراهن گلدار بنفشم را با شال  و جوراب بنفش و کیف و کفش قرمز می پوشم
پیراهن قهوه ای ام را که از پر گلهای صورتی است با شال صورتی و  کفش و کیف قهوه ای می پوشم
پیراهنی آبیم را که  دامنی چین دار  دارد با شال و کفش سفیدم می پوشم
تابستان که تمام می شود
رنگهایم می شود سورمه ای و سیاه  و خاکستری که با مقنعه هایی به همین رنگ می پوشم

۴ نظر:

سبزه گفت...

چه رنگارنگ! من هیچوقت نتونستم انقدر رنگارنگ لباس بپوشم.چرایش را هم نمی دانم!

ناشناس گفت...

یعنی زندگی در هاف تایم اولش شاده؟

این خانم طلا مارو به چه فکرایی میندازن ها

Gistela گفت...

نه عزیزم
زندگی همیشه شاده

ناشناس گفت...

‏‎ ‎ترکیب رنگات منو کشته. جوراب بنفششششش؟؟؟؟ ‎:-O‎

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...