مادر استاد دانشگاه, هر دو پسرش دانشجوی همان دانشگاه, دو پسر را بردند اردو


گفتگوی تلفنی مادر با پسر مظلومه
- مواظب داداشت باش آبروی منو نبره
- باشه مامان
- بگو زشته جلوی بقیه همکارام مطابق شان من رفتار کنه
- باشه مامان حواسم هست
- الان کجایید؟ داداشت داره چیکار می کنه؟
- تو اتوبوسیم هنوز نرسیدم..اوممم... روسری سرش کرده داره وسط اتوبوس می رقصه

نظرات

‏دندون قروچه گفت…
مُردم از خنده

فکر کن . چه با حال میشه وقتی خانم استاد مادر رو مجسم کنیم.

در ضمن آی لجم میگیره این خانم طلا جواب سوالات در نظرات رو نمیده!

درضمن این خانم الا کجان؟ پیداشون نیست چرا؟ داشتیم فیلم می ساختیم ها
‏دندون قروچه گفت…
مُردم از خنده

فکر کن . چه با حال میشه وقتی خانم استاد مادر رو مجسم کنیم.

در ضمن آی لجم میگیره این خانم طلا جواب سوالات در نظرات رو نمیده!

درضمن این خانم الا کجان؟ پیداشون نیست چرا؟ داشتیم فیلم می ساختیم ها
asj.graphic گفت…
=)))))
عالی بود!!! ینی انقد عالی بود ک بعد خوندنش از فیدلی اومدم ی دورم تو خود بلاگ خوندمش ک حتمنی نظر بدم!!!!!
خیلی خوب بود!
نگاه گفت…
بنده خدا مامانه فک کنم سکته کرده همون دم

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠