۲۰ آبان ۱۳۹۲

به قول مستر اولد فشن: دوست دارم/ دوست ندارم

من دختران جوان پرشور و خندان مترو را دوست دارم. اینهایی که گله ای می ریزند داخل و کف مترو می نشینند و مقنعه هایشان را دور گردنشان می اندازند و در حین خوردن و آرایش کردن پشت سر همکلاسی ها و استادها دری وری می گویند و می خندند.
اما نوع خاصی از این دختران را دوست ندارم. دو تایی هایی که یکی به شدت حرف می زند (و با صدای بلند) و دیگری در سکوت فقط با او موافقت می کند. بخصوص که عموما اولی رسما گمان می کند که دنیا و مسائل آن به دور محور او می چرخد.

هیچ نظری موجود نیست:

پایان سفر

بعد از راین به سمت کلوتهای شهداد رفتیم، جاده بسیار متفاوت شدو شبیه اطراف شیراز، کوه به همراه واحه های سبز پر درخت، ...