۱۵ آذر ۱۳۹۲

نلسون ماندلا

در سراسر روزهایی که در افریقا  می چرخیدم 
هنگامی که سوار بر ون های کوچکی بودم که توان افزایش حجم غیرعادی داشتند؛ یا  وانت بارهایی که تبدیل به مینی بوس شده بودند؛ حتی بر پشت موتور سیکلت های که مرا در شهر می چرخاندند
موسیقی می شنیدم مانند تمام نواهای افریقایی؛ پر توان و ریتمیک که شور و سرخوشی رقص های دسته جمعی شان را درخود داشت و ترجیع بند تمامی این موسیقی طرب انگیز یک نام بود که تکرار می شد

۳ نظر:

ابر گفت...

گیسو جانم!
فکر می کنم ترجیع بند درست باشد. یواشکی گفتم! :)

Gistela گفت...

ممنون ابر عزیزم

ارماییل گفت...

ای جان دلم
باعث شدی برگردم سفر نامه آفریقا رو بخونم. چقدر قشنگ بود.
برای رفتن آدمهای بزرگ غمگین نمیشم.

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...