جماعت خل و چلي كه ما هستيم

آخر هفته ها كه شمال مي رم درس مي دم، قبل از اومدن تهران يكسري به جنگل مي زنم و پياده روي و ...
هفته پيش موقرمز براي دكور خونه اش  به كمك احتياج داشت و من نرفتم جنگل
وسط مبل جابجا كردن اومده يه زنگوله برام تكون مي ده مي گه :مي خوام دلت براي جنگل تنگ نشه و با انگيزه خونمو دكور كني

نظرات

‏رهگذر گفت…
زنگوله!؟ :|
‏ناشناس گفت…
گیس طلای عزیز
من چند روزه که دارم آرشیوتون رو میخونم و کلی حظ بردم. امروز هم توی یک کافی شاپ اینجا در توکیو نشستم و حدود 3 ساعت خاطرات سال نود و یکتون (وای نود و یک بود دیگه، اشتباه نکرده باشم:) و سفرتون به آفریقا رو خوندم تا اینکه شارژ لپ تاپم تموم شد. دوست داشتم بدونید که شهرت این شیرازی دوست داشتنی شیرین سخن تا شرق دور هم رسیده:) فیدتون رو هم برداشتم که پست های جدیدتون رو از این به بعد بخونم. راستی من اصالتا کرمانی هستم و خوب، شاید بدونید که کرمانی ها هم کم و بیش از همون سندرم معروف شیرازی ها رنج میبرند؛)

همیشه شاد باشید. دوستتون دارم دوست نادیده.
giso shirazi گفت…
ممنون عزيزم
خب حالا بگو چه طور مي شه اومد افريقا
‏ناشناس گفت…
امتحان هم میگیرید از وبلاگتون؟ فکر کنم از راه قطر میشه رفت آفریقا. درست گفتم خانم معلم؟ ؛)
giso shirazi گفت…
افرين خوب خونده بودي، حالا بگو من چطور بايد بيام ژاپن؟
‏ناشناس گفت…
اونم از همون راه قطر میشه؛)
بهم ایمیل بزنید هر کمکی از دستم بربیاد دریغ نمیکنم.
lilygz@yahoo.com
لیلی گفت…
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠