۱۸ فروردین ۱۳۹۳

سال نو مبارك

مادرك تو حموم ليز خورد و شونه اش ضربه ديده، دارم براش روغن مي مالم 
مي گه:ولي از خدا پرسيدم برم حموم يا نرم ، گفت برو
بهش مي گم: چيزي درباره نپوشيدن دمپايي ابري تو حموم نگفت؟
مي خنده مي گه:اونو قديما گفته بود، من آلزويمر دارم ، يادموم رفت

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...