قيافه اش :)))

مادرك وسواسي است اما در محدوده مشخص، يعني اينكه فقط  در منطقه دستشويي  وسواس داره، مدام در حال پاشيدن جرم گير و اسيد و اسپري است و خواهرك به ياد دارد كه تا سالها از دستشويي بيرون مي اومد مادرك با سوال دمبت شستي؟ دستت شستي؟ او را حلوي جمع شرمنده اش مي كرد
و در مقابل شوخي هاي ما مي گفت: خوب چه اشكالي  داره شما بعد از هربار دستشويي رفتن  ، يه آب و جارويي هم بزنيد اونجارو؟ و ما همه با هم فرياد مي زديم: مامان؟ هربار؟ 
بابايي كه از شدت وسواس مادرك كلا دستشويي تو خونه را بي خيال شده و حتي زمستون سرما مي ره از دستشويي حياط استفاده مي كنه
همه اينارو گفتم كه بگم، يكي از دوقلوها رفته  دستشويي ، توي قصري اش جيش كرده، محتويات را در توالت فرنگي ريخته، سيفون هم كشيده  و قصري را هم در روشويي شسته و در حين عمليات همه جا را خيس كرده  و مادرك با دهان باز شاهد اين صحنه هاي فجيع بوده و در پايان  تنها تونسته بگه:خب من اگه عاشقت نبودم كه الان  سكته كرده بودم 
دوقل با شادماني گفته : چرا؟ ولي من حتي با حوله خشكش كردم 
 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠