يك كم ول بده

يك مقاله اي خوندم در باب آدمهايي كه بعد از ضربه مغزي هنرمند شدن، قبلا هم مستندي در اين باره ديده بودم كه دانشمندها متوجه شدند در اين  تصادفات قسمت بازدارنده گي مغز است كه از بين مي رود،
بدين معني كه در درون ذهن هر كدام از ما هنرمندي است كه توسط بخش ديگري از مغزمان زنداني شده است، 
و نتيجه گيري فلسفي اينكه :
منتظر يك تصادف رهايي بخش نباشيم

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠