۸ دی ۱۳۹۳

بعد هم به زانوي اوني كه از همه مقاله بيشتر داره شليك مي كنه


همكار موقرمزمقاله هاش همه دزديه، حالا فهميده كه واسه ترفيع بايد چند تا مقاله بنويسه
و تو جلسه گفته كه ما به هر صورتي بايد اين چهار امتيازو بگيريم
حالا شب پسر موقرمز سوژه دستش اومده  داره اجرا مي ره:
استاد با هفت تير مي ياد تو دانشگاه ، داد  مي زنه :

دستا بالا ،لازم نيست نگران باشيد، اين يه سرقت علميه، همتون شب مي ريد خونه هاتون، هيچكس قهرمان بازي در نياره  فقط مقاله هاتونو بذاريد روي ميز 

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...