و من شاد بودم از شاديشان

تمام روز بچه هاي ارشد با احتياط  وارد اتاق مي شدند،با اضطراب  فايلهايشان را روي لپ تاپ ها  بالا و پايين مي كردند، درباره مشكلات مقاله ها صحبت مي كرديم و در پايان با غرور افتخار از اينكه كارشان را درست انجام داده اند، بيرون مي رفتند. 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟