۱۰ دی ۱۳۹۳

و من شاد بودم از شاديشان

تمام روز بچه هاي ارشد با احتياط  وارد اتاق مي شدند،با اضطراب  فايلهايشان را روي لپ تاپ ها  بالا و پايين مي كردند، درباره مشكلات مقاله ها صحبت مي كرديم و در پايان با غرور افتخار از اينكه كارشان را درست انجام داده اند، بيرون مي رفتند. 

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...