۲۵ اسفند ۱۳۹۳

اولش، آخرشو مي دونسته

بچه همكارم تا سه سالگي حرف نزد، فقط مامان و بابا مي گفت، بردنش گفتار درماني گفتن مشكلي نداره خودش حرف مي ياد، چند روز پيش ناگهان سر سفره داد زده : من بدبختم، من بيچاره ام

هیچ نظری موجود نیست:

خواننده هاي خاموش هم روشن شيد لطفا

دوستان خانمي از آشنايان مجازي اين حكايت از عبيد زاكاني را بازنشر كردند بسيار مايلم كه نظرتان را بعد از خواندن حكايت بدانم اگر دوستش ...