اصوات، اشكال، عطر

برا مادرك غذا ساز گرفتم، چند سالي است، اوايل كه اصلا باش كار نمي كرد، وقتي تهديدش كردم كه براي خودم برش مي دارم شروع كرد با احتياط ازش استفاده كردن در حالي كه هيچوقت دلش راضي نبود امروز دستگاه خراب شده بود و كلم هاي كلم پلو را ازش گرفتم تا در سيني بزرگي از جنس روي خرد كنم و در پايان دانستم چرا مادرك غذاساز دوست ندارد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟