۱ فروردین ۱۳۹۴

عزيزان من

مادرك شال زرد معروف مرا بر سر انداخته و از خواهرك مي پرسد - اي شالو به من مي ياد؟ خواهرك با بي خيالي هميشگي اش - چه فايده اي داره ؟ تو كه آخر همه اين شالها رو مي گيري مي بندي به كمرت

هیچ نظری موجود نیست:

پایان سفر

بعد از راین به سمت کلوتهای شهداد رفتیم، جاده بسیار متفاوت شدو شبیه اطراف شیراز، کوه به همراه واحه های سبز پر درخت، ...