۱ فروردین ۱۳۹۴

عزيزان من

مادرك شال زرد معروف مرا بر سر انداخته و از خواهرك مي پرسد - اي شالو به من مي ياد؟ خواهرك با بي خيالي هميشگي اش - چه فايده اي داره ؟ تو كه آخر همه اين شالها رو مي گيري مي بندي به كمرت

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...