در خانه شمال با مادرك دوران خوشي داريم، زير درخت انجير و رو به باغ پرتقال مي نشينيم و به صداي كلاغ زاغي ها و غازهاي همسايه گوش مي دهيم و چايي مي خوريم و من عبيد زاكاني مي خوانم و از خنده هاي او سرمست مي شوم
شخصی خانه ای به کرایه گرفته بود. چوبهای سقف بسیار صدا می کرد.
به خداوند خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد.
پاسخ داد که چوبهای سقف ذکر خدا می کنند.
گفت: نیک است اما می ترسم که این ذکر منجر به سجده شود!
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
خوش از باغی که توره ازش قهر کنه معنی: خوش به سعادت باغ(انگوری) که روباه باهاش قهر کند موارد استفاده: در جواب موجودی غیر سودمند که حالا اعلا...
-
خسيس هستم؟نمی دونم اما بیشتر مشكلم اينه كه جستجو، انتخاب و خريد برايم مشكل است ،مصرف گرا هم اصلا نيستم ، دلبسته اشيا مي شوم و اگه از وسيل...
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر