راننده روستايي با باور قلبي تكرار مي كرد كه

من ديگه مطمئنم، مطمئن، مطمئنم كه اون دنيا هم اگه به عزراييل پول بدي، مي ري بهش

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠