و البته ايشون اضافه كردن : بايد غذا بخورم، گوشت زياد
دوقل صندلي گذاشته جلو ظرفشويي ريخته و پاشيده و شكسته و مثلا ظرف شسته و بعد كه خيس و آبچكان اومده پايين توضيح دادن كه : من مي خوام زودتر بزرگ بشم تا تمام ظرفهاي خاله عزيزي را بشورم كه كمرش اينقدر درد نگيره
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر